چند روزی هم به سالروز واقعه عظیم غدیر مانده است چون روزهای آینده از فضای مجازی بدور خواهم بود پیشاپیش این عید بزرگ را به همه دوستان تبریک و تهنیت عرض میکنم
در دوران دانشجویی دوست عزیزی شعری را در وصف غدیر سروده بود که بنده سالها با این شعر صفا کرده ام سال گذشته با کمک ابیاتی از این شعر مقاله ای با عنوان « حقیقت زنده و حقانیت پاینده » نگاشته ام که بخش مختصری از آن را در اینجا تقدیم شما میکنم
....در این میان تمام سعی بدخواهان این است که جلوی فریادها گرفته شود و ندای مظلومیت در گلو بماند و اگر ندایی برآمد٬فقط صدایی باشد و دیگر هیچ ٬ نباید فراموش کرد که اندیشه برتر از فریاد است و اگر در پی اندیشه نیز فریادی نباشد اثری ندارد
هلا برای شما داستان نمی گویم حقیقتی است ٬نه از باستان نمی گویم
حقیقتی است که فصلی سترگ امده است جهان به چشم بزرگان بزرگ آمده است
مبادا تبلیغ دوستی با علی (ع) صرفا شعاری باشد و ترویج دینداری در لباس ظاهر خلاصه شود و فرصتها را ازدست دهیم و حدیث شیعه را به تالارها خلاصه کنیم .یا چونان افراد نادان و بی خبر آن دوران که پرده ای سیاه جلوی چشم عقلشان را گرفت ناخواسته به جای اینکه طلایه دار روشنایی باشیم با لشکر تاریکی به رزم روشنایی برویم و انسانهایی غیر خدایی با وسوسه های دنیایی ما را که می توانیم گاه به زندگی در پوست گردویی رضایت دهیم ٬ جهانی پهناور بر ما تنگ آیدو به تار زلفی ٬ سیمای مه پیکری و تخت روانی عقل و دین ببازیم
تمام صحبت روی گشاده ام این بود و حرفهای دل صاف و ساده ام این بود
مباد فرصت فردا نصیب خاصه شود حدیث شیعه به تالارها خلاصه شود
مباد آنکه به نان پاره تیغ بستانند مباد گفته شود عاشقی نمی دانند
هلا که عرصه آز و نفس مجال شماست غدیر نقطه عطفی است که پایمال شماست
شما که اید شما از کدام سلسه اید که هم حرامی ره هم شریک غافله اید
شکسته دل به دعا گفته ام که نفرین باد هماره بر رخ تان داغ شرم آذین باد
نوادگان غدیریم یادمان باشد برادران امیریم یادمان باشد.
و خداوند در شبی از شبهای آرام ٬ مسیح را در کالبدی انسانی آفرید. با صورتی نیکو و خلقی فرا نیکو٬ چونان همه نفس میزد و چونان همه چشم میگرداند٬ اما تنها او بود که آسمان در نفس هایش موج می زد٬ پس٬ از آن پس که او در هیات انسانی ظهور کرد زمین هبوط گاه آرامش شد.
فرشتگان ندا دادند:«ای مردم! خدای به تو مژده میدهد و آن مژده کلمه ایست از جانب خود که نامش مسیح باشد٬ عیسی پسر مریم.»
... آری توباز خواهی آمد تا به یاری آخرین ذخیره الهی٬ امام گلها آنچه را که به تو سپرده بودند به تمام و اکمال به سرانجام و ثواب برسانید.
که امروز تقدیم دوستداران شد!!!!!!

ديگو مارادونا با اهداي پيراهن خود به ملت ايران خواستار ديدار با محمود احمدينژاد شد
به گزارش خبرگزاري فارس، ديگو آرماندو مارادونا در ديدار روز شنبه با محسن بهاروند، سفير جمهوري اسلامي ايران در بوئنس آيرس، پيراهن خود را با متن "با تمام عشق به ملت ايران"، به وي اهدا كرد.
ستاره فوتبال جهان و آرژانتين در اين ديدار عنوان كرد: من از اعماق وجودم با مردم ايران هستم و آنها را حمايت ميكنم. اين را ميگويم چرا كه احساسم اين است و برايم اين معنا را دارد."
وي به سفير ايران اظهار داشت: پيش از اين با فيدل كاسترو (رئيس جمهوري كوبا) و هوگو چاوز (رئيس جمهوري ونزوئلا) ديدار كرده ام. حالا ميخواهم با رئيس جمهور شما ديدار كنم."
همانگونه که قبلا به اطلاع رسید مصوبه ارتقاء بخش فریدونکنار به شهرستان در تاریخ ۲۶/۹/۸۶ ابلاغ شد متاسفانه به دلیل جلوگیری از تبعات ناشی از عدم انعکاس وسیع مصوبه صرفا به نکات مهم آن اشاره خواهد شد(لطفا کلیک راست نفرمایید)
شهرستان فریدونکنار به مرکزیت شهر فریدونکنار از ترکیب بخشهای زیر در تابعیت استان مازندران ایجاد میشود
الف- بخش مرکزی شامل دهستانهای باریک رود شمالی و باریک رود جنوبی
ب-بخش دهفری شامل دهستانهای امام زاده عبدالله شمالی و امام زاده عبدالله جنوبی
باریک رود شمالی ظاهرا شامل: سوته ٬ فرم ٬ گاوزن محله ٬ و بخشی از سادات محله با مرکزیت سوته (در مصوبه صرفا به مرکزیت اشاره شده است
باریک رود جنوبی شامل: بزرگ بیشه محله ٬ منقاره پی ٬ کلاگر سرا٬ گالش کلا جزین ٬ اوکسرکریم کلا ٬ طوله سرا ٬ اسبوکلا ٬زاهد کلا ٬ با مرکزیت بی نمد
دهستان امام زاده عبدالله شمالی با مرکزیت روستای ازباران از ترکیب روستاهای : مهلبان ٬ بنه کنار ٬ شیرا ٬ شهرک فرزاد شهر ٬ امام زاده حسن
دهستان امام زاده عبدالله جنوبی به مرکزیت روستای کاردگر محله(نامی از روستاهای زیر مجموعه برده نشده)
ضمنا در بند سه مصوبه فوق به منتزع شدن شهرک دریاکنار از بخش باریک رود و الحاق به دهستان بابلرود اشاره شده است.
امیدواریم با اقدامات انجام شده و توسعه و راه اندازی بندر بین المللی فریدونکنار شاهد توسعه شهرمان باشیم
سلام قلیان خوبی؟
ای قلیان دیدی که سرانجام بر ملا شدی ؟سرانجام نوبت مبارزه با تو رسید
قلیان خجالت نمی کشی با آن لوله درازت ؟ همه کارها حل شده مشکلات تمام شده
و حالا نوبت مبارزه با تو فرا رسیده .قلیانا ! فکر کردی حواس مان نیست ؟؟ فکر کردی نمی دانیم یک سری ارتباطات نامناسب بین تو و ... در قهوه خانه ها وجود داشته ؟ و ای قلیان مرگ بر تو .ننگ بر تو دماغ دراز ته خیس ٬ دست تو رو شده برام ٬ قصه ها تو بلد شدم . من آدم خوبی بودم ٬ بخاطر تو بد شدم.ای قلیان تو از اینکه اینجا همیشه از او بالا کفتر میایه سوء استفاده می کنی و با نفوذ در اماکن عمومی می خواهی نقشه های شوم خود را از راه لوله دراز و کج و کوله بدقواره ات توی حلق مردم فروکنی اما......(بر گرفته از پستوخونه)
و اکنون نیز چون فرانسیس مقدس از خدا یاری خواستم تا
همانطور که به فکر تسکین غم و درد خویش هستم ٬ برای تسکین دیگران نیز بکوشم
همانگونه که می خوهم مرا درک کنند ٬ بتوانم دیگران را بفهمم
به همان اندازه که دوست دارم مورد عشق و محبت قرارگیرم ٬ به دیگران عشق و محبت نثار کنم
زیرا آن چه را که می بخشیم ٬ دریافت خواهیم کرد
با عفو و بخشش دیگران ٬ مورد عفو و بخشش قرار خواهیم گرفت
با مرگ حیات مادی ٬ در دنیای ابدی متولد می شویم


