تبليغاتX
عاشق تر از همیشه
عاشق تر از همیشه


عاشقانه دوستداشتی باشید !



 

برای خودم و همنوعم دوباره گریه کردم و سخت متاسف شدم .شاید خواندن چندین باره داستان هابیل و قابیل برای فهم اینگونه حوادث باشد.

در جشن عبادت هانیه ٬ دخترم ٬ از او خواستند تا بگوید:

« بابا دوستت دارم »

هانیه گفت: «پدرم که اینجا نیست»

گفتند:« دارند فیلم برداری میکنند بعد بابات نگاه میکنه»

دخترم نیز با صدای بلند گفت : « بابا دوستت دارم »

نمی شود گفت چقدر از دیدن این قطعه از جشن برایم لذت بخش بود .آنقدر که دوست داشتم بارها آن را تکرار و خداوند را به خاطر محبتها و نعمتهایش شکر کنم . اما ما بنده خوبی نیستیم!!!!

نمی دانم بردار و خواهر خردسالی که  - به بهانه تفریح به اطراف کرج رفته بودند  - به دست مادرشان به رودخانه سپرده شدند برای یکبار هم که شده به مادرشان نگفته بودند  « دوستت داریم »

شاید سختیها ٬ مرارتها ٬ اعتیاد  ٬بگو مگوی زن و شوهر و اختلافات خانوادگی فرصتی برای ابراز محبت کودکان نگذاشته بود در این واقعه تلخ که بدون تعلل و بصورت غافلگیری انجام شد فرصت برای التماس فرزندان نبود اما امروز در حوادث روزنامه ایران خواندم  اقدام  بسیار  زشت ٬ ناگوار و پر درد فردی به نام پدر که فرزند شش ساله اش را در پارک حلقه آویز کرد آنهم جلوی چشمان خواهر چهار ساله این بار فرزندان فرصت داشتند تا به پدرشان بگویند و التماس کنند

                    پسرش گفت : « بابا مرا نکش فرزند خوبی خواهم بود »

اما دل سنگ مرد..............

دو  بار   گریه کردم  اول به هنگام خواندن حادثه و دیگری در پایان نوشتن این مطلب

آیا براحتی فراموش خواهم کرد!!!!!!!!!

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

رفیق من سنگ صبور غمهام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچ کس نمی فهمه که چه حالی  دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دل زده از خیلی ها

خیلی دلم گرفته از خیلی ها

نمونده از جونیهام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جونی

 

 

 

 

  

+ نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387ساعت 17:59 توسط محسن خبازی کناری |