تبليغاتX
عاشق تر از همیشه
عاشق تر از همیشه


عاشقانه دوستداشتی باشید !



 

سخن گفتن از رفتن اولیای خدا بسیار دشوار است چون هرچه پنهان کنیم

باز ناچاریم اعتراف کنیم که

بار سنگینی بر دوش ما قرار گرفت و آن فقدان مرد وارسته خدا و رخت بر بستن

معنویتی عظیم از بین ما

بیچاره گان

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

سرزمین وحی

در این سفر دخترم هانیه هم حضور داشت او برای رفتن لحظه شماری میکرد هانیه

در مکه به من گفت قبل از اینکه بیایم روزها به سختی سپری میشد ولی اکنون روزها

به سرعت در حال سپری شدن است

برای او لحظه دیدن خانه خدا بسیار باشکوه بود و از اینکه نتوانست

 به بقیع ورود پیدا کند

دلتنگ بود

  در کاروان٬  دوستان فریدونکناری نیز حضور داشتند

مدینه با تمام گرد غربتی که بر بقیع سایه افکنده است ٬

فضای معنوی بسیار خوب و با نشاطی

دارد در کنار قبر پیامبر خدا انسان حال و صفای خوبی پیدا میکند

وارد مسجد شجره میشویم تا از تمام آنچه که بر ماست آزاد شویم

و لحظات اوج و وصال  را درک و

لبیک سر دهیم لحظه احرام دقایقی است که روح به پرواز در می آید و........

وصف آن بر زبان نیاید

تا لحظه دیدار که وارد حریم خانه خدا میشویم

ساعتی که به دور خانه اش طواف میکنیم همه از کودک

نوجوان و پیر از هر ملیتی با مذهبی واحد و در لباسی واحد.........

نمی توانم بیشتر از این بنویسم فقط نکته آخر اینکه

سه روز آخر در مکه مکرمه به من سخت گذشت

و خیلی زیاد چون به روزهای وداع نزدیک میشدیم

و حرم یار را ترک میکریدم در این دقایق معنوی

 توفیقی دست داد تا بدون  فاصله  با کعبه به نماز به ایستم

و همچنین در کنار مقام ابراهیم برای اموات

و تمام آنان که التماس دعا داشتند دو رکعت نماز بخوانم

به یاد همه دوستان در دنیای مجازی نیز بودم

در روزهای آینده تصاویری از سفر خواهم گذاشت

 

+ نوشته شده در دوشنبه 21 اردیبهشت1388ساعت 15:43 توسط محسن خبازی کناری |